خرید بک لینک
با یاد استادان آزاده ای که به ستم از دانشگاه بیرون می شدند و زیر لب می خواندند:

دانش و آزادگی و دین و مروّت این همه را بنده ی درم نتوان کرد

رفتند و جایشان کفتارهایی آمدند که همه ی هستی شان درم بود...

برچسب: آوخ,آوخ یعنی چه,آوخ معنی,آوخ چیست,آوخ یعنی چی,آوخ , آويد,آوخ که شدم هیزم,دکتر آوخ,مریم آوخ,اشکان آوخ, نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:23

خرابی از حد گذشته است برادر...

آیدین در سمفونی مردگان

برچسب: نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:22

گرامشی یک تعبیر جالبی دارد که میگوید مردمی که عواطف، احساسات و آرمانهای آنها با بنبست مواجه شده است، مشکل این نیست که دیگر به چیزی اعتقاد پیدا نمیکنند، مشکل این است که به هر چیزی اعتقاد پیدا میکنند!

بن بست ها موجب شده اند که من به هر چیزی اعتقاد یابم!

دست مریزاد به ایران و بن بست هایش!

برچسب: جامعه ی امروزی,مشکلات جامعه ی امروزی,مشکلات جامعه ی امروز,نقش زنان در جامعه ی امروز,نقش زنان در جامعه ی امروزی,نقش زنان در جامعه ي امروز,حجاب در جامعه ی امروزی,نقش زن در جامعه ی امروز,جایگاه زن در جامعه ی امروزی, نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:22

آزادی

آزادی

این ذلچسب ترین واژه ی جهان

حتی اگر در جامعه ای غیر دموکراتیک باشی ...

در فضایی نا امن

نا مطلوب

و یا نادلخواه

دست کم در روحت باید آزاد باشی و

آزاد بیندیشی....

آزادی ذهن مهم تر از هر نوع آزادی دیگر است....

برچسب: نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:22

به خیلی چیزها فکر کرده ام این ماه ها... به حسین و شخصیت متفاوتش ... همیشه فک می کردم من متفاوتم... حالا می بینم که نه او متفاوت تر است و حالا مانده که به او برسم... شخصیتش برایم غبطه برانگیز است... اما حالاها مانده که به او برسم... خیلی مانده... . به انزوای اجتماعی می اندیشم... سهم ما در این انزوا چقدر است. بعد اجتماعی ما چقدر دور افتاده... به خودم هیچ اطمینانی ندارم... . دائم در حال پخت و پز هستم... حریره بادوم... شیر برنج... حلیم استخوان... حلیم بوقلمون... سوپ و خیلی چیزهای دیگر برای پسرک ... بعد آرام آرام به خوردش دادن... کنارش غذا برای خودمان... خیلی وقتم سر اینها می رود. سر ب

برچسب: نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:21

حال عقاب پیری را دارم که ترجیح می دهد بالا برود و بالاتر و همان جا بمیرد تا این که لای این همه کرم و زالو زنده بماند... یک عقاب لجباز و یکدنده... که دارد هی خودخواه تر می شود و خودخواه تر... می خواهم بروم بالاتر... هی بالاتر.... هی بالاتر که نبینم آدم های حقیر را آدم های نون به نرخ روز خور را... آدم های مترسکی را... آبکی را... همان هایی که هی مجبورت کنند ازشان الکی تعریف کنی... نمی خواهم توی کثیفی ها بمانم.... توی کوچکی ها... توی حقارت ها... خدا غرور را و عزت را از من نگیرد تمام

برچسب: نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:21

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

برچسب: نبیذ,نبیذ چیست,نبیذ یعنی چه,معنی نبیذ,معنای نبیذ,نبیذ خرما,نبیذ تمر,نبیذ یعنی,حکم نبیذ, نویسنده: سجاد زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:21

صفحه بندی